ذبيح الله صفا

1222

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

تصانيف و تواليف او اماثل اماجد مستفيد و اعاظم اكابر مقتبس‌اند ، ساكنان شهر را بر دفع و قمع ايشان تحريض فرمود و در آن باب فتوى داد و خويشتن برباره رفت و در روى ايشان تير كشيد . چون اين خبر بمسامع خديو اعظم دستور معظم صاحب ديوان عالم « 1 » اعز اللّه نصره رسيد به خدمت پادشاه روى زمين فرمان‌رواى مشرق و مغرب ايلخان جهان زيدت عظمته قصّاد فرستاد و از قاضى القضاة سراج الملة و الدين شكرها نبشت ، دربارهء او سيور غاميشى تازهء بىاندازه فرمودند و يرليغ همايون بقاضى القضاتى ممالك روم بنام او نفاذ يافت . . . » بهرحال همچنانكه گفتيم تمام مدت اقامت سراج الدين در قونيه همراه با عزّت و احترام و ارتباط با دستگاه حكومت و با رجال و معاريف آسياى صغير بوده و علاوه بر همهء اينها مجلس درس او هميشه داير بود و طلاب علوم از محضر او برخوردارى داشتند و او با تمام اين احوال از تأليف و تصنيف در فنون منطق و اصول و خلاف و فقه و اخلاق و نظاير آنها غافل نبود و مانند غالب علماى زمان بتأليف كتب درسى يا تلخيص كتب متقدمين كه جنبهء تعليم يافته بود ، و يا شرح بعضى از آنها سرگرم بود و پيش ازين دربارهء آثار مهم او سخن رفته است « 2 » و مقصود در اينجا اشاره است به كتاب پارسى او بنام لطائف الحكمة « 3 » كه سراج الدين آن را در دو « قسم » نوشته است . قسم اول در « علم و معرفت » كه خود به هفت باب تقسيم مىشود و در اين ابواب به موضوع « علم » و انواع و فوايد آن و اثبات وجود واجب و بحث در صفات او و حكمت در خلق موجودات و اثبات نبوت توجه شده و در حقيقت نوعى از مباحث كلامى و حكمى در آنها مورد تحقيق قرار گرفته است . در « قسم دوم » مؤلف ببعضى از مباحث سه‌گانهء اخلاق ( يعنى تهذيب نفس و تدبير منزل

--> ( 1 ) - يعنى صاحب ديوان شمس الدين محمد جوينى ( 2 ) - همين مجلد ص 243 - 244 ( 3 ) - اين كتاب بهمت بنياد فرهنگ ايران و بتصحيح و تحقيق آقاى دكتر غلامحسين يوسفى بطبع رسيده است ، تهران 1351